فصلنامه شماره 2،بهار و تابستان 1373، قیمت 100 تومان

سخن اول

مدتی این مثنوی تأخیر شد
  1. خرداد ماه یاد آور آغاز خروش ابر مردی است که بهار آفرین خزان تاریخمان شد، و با نفس روح اللهی اش پیکر ملت را جان بخشید، نیمه خرداد نخستین در سال ۴۲ که در سرزمین دلیران ساقه های تکبیر روئید و گل ایمان شکفت و سرانجام در ۲۲ بهمن ۵۷ به ثمر نشست.

و هم این ماه یادآور روزی است، آفتاب از آسمان فرو غلطید و مهتاب رخ در نقاب کشید. «نیمه خرداد دومین» که امام فرج را در آن روز به انتظار نشسته بود.
در آن روز خورشیدی غروب کرد که با طلوع آن هزار چشمه نور در زندگی ملت ایران جوشیده بود. لبانی بسته شد که آیات الهی عزت و کرامت را بر مسلمین فرو خوانده و افسوس يأس و ذلت را در روح آنان باطل ساخته بود. یاد و نام آن کعبه عرفان و حکمت و فقاهت همواره همراهمان و راه نورانی اش که خط روشن جمله اولیاست در پناه عنایت ولی عصر(ع) و زعامت حضرت نائب الامام خامنه ای مستدام باد.

  1. محرم و صفر» دو پنجره ای است گشوده بر نور، دو ماهی که یادآور عشق و خون و حماسه و «ثار» و «ایثار» است. محرم ماه شهادت و ایثار و صفر ماه «پیام» و «ابلاغ» . محرم ماهی است که خشم خونین خون خدا و هفتاد و دو آتشفشان سرخ از حنجر پاك شهیدان برون زد. و «صفر» ماهی که فریاد سرخ «زینب (ع)» و «سجاد» طومار ظلم يزيديان را در هم پیچید و خط سرخ شهادت را تا همیشه زمان امتداد بخشید. این دو ماه عظیم و انسانساز را گرامی داشته و از روح بلند سالار شهیدان مدد می جوئیم.
  2. دومین شماره «ره آورد» با تأخیر منتشر می شود تفصیل علل و عوامل آن به طول می انجامد. این در حالی است که با اعتراف به همه کاستیها و نقائص در شماره اول که کم هم نیستند، مهر و محبت خوانندگان عزیز و صاحبنظران دلسوز ما را در ادامه راهمان دلگرم تر ساخته است. از همان ابتدا همدلان و همنفسان جدیدی پیدا کردیم، گروههای مختلف در بخشهای متنوع مطبوعاتی دست یاری از آستین برآوردند و همدلی و همکاری خود را صمیمانه اعلام نمودند. تماسها، نامه ها و حضور بسیاری از عزیزان در دفتر مجله که سرشار از عطر محبت و صمیمیت بود توان ما را دو چندان ساخت و خستگی کار را از تنمان بدر کرد. در این میان آنچه که ما را خرسندتر کرد انتقادات و تذکرات دلسوزانه ای بود که برخی از ارباب بصیرت برایمان به ارمغان آوردند که همه آنها را به دیده منت پذیرا گشتیم.
در این مقام خالق یکتا را شکرگزاریم و شما ارجمندان را سپاس می گوئیم که به سخنی و قلمی و قدمی شريك راه شدید و خود را سهیم این رسالت بزرگ دانستید.
دومین شماره ره آورد با تغییراتی اساسی در شکل و قالب اينك در منظر شماست. باز هم با دم گرم خود ما را همراه و کمک کار باشید، چه، این نامه که سوغات اندیشه پاک شماست رنگ از همت شما دارد.
  1. گفته ایم بر این باوریم که این مجله؛ «ره آورد» و محصول فكرت و اندیشه و ثمره قلم و سخن شما باشد، هنوز هم بر این باور پا می فشاریم. و بیقرارانه در انتظار آثار قلمی شما هستیم.

در این میان مقالات، داستانها اشعار، قطعات ادبی ... که متناسب با نیاز مخاطبان اولیه مجله نسل جوان هستند از دید ما جایگاه ویژه ای دارند، مطالبی که شبهات و سؤالات عقیدتی را با زبان جوانان برای آنان بازگفته باشد و مشکلات اجتماعی و سیاسی آنان را با دریافت عینی آن معضلات به رشته تحریر کشیده باشد.

  1. کلام آخر اینکه برخی از دوستان از ما خواسته اند، در مجله از مصاحبه با هنر پیشگان و ورزشکاران بهره ببریم و از داستانهای هیجان انگیز و ... بیشتر استفاده کنیم و از سطح علمی برخی از مقالات بکاهیم ضمن اجابت این درخواست خوانندگان عزیز را به این نکته توجه می دهیم که:
بنای ما در این مجله بر ارتقاء سطح آگاهیهای دینی علمی و اجتماعی مخاطبان ماست، و در این راه نیز از ابتذال دوری خواهیم جست و خود را ملتزم به همسویی با جو و فضای موجود نمی بینیم بلکه آنچه مورد نظر ماست انجام وظیفه ای است که بر دوش گرفته ایم و در این راستا از هیچگونه تلاش و کوششی دریغ نخواهیم کرد تا بیاری خدا نشریه ای در خور شان و عظمت شما را عرضه کنیم. 

لطف حق یارتان

سردبیر  
اشاره دماوند در سفرنامه ها کهن ترین شهر دنیا در نگاه کلود آنه» روزنامه نگار فرانسوی کلودانه» (Claudeane) نام مستعار ژان شوپفر جهانگرد، نویسنده و روزنامه نگار فرانسوی در نیمه اول قرن بیستم است که در اصل از مردم سوئیس بود اما چون شهر پاریس را برای اقامت و کار اختیار کرده بود به ملیت فرانسوی درآمد. خانواده اش اهل کانتون (دو) و ساکن شهر به لرین بودند، او در بیست و هشتم ماه مه ۱۸۶۸ م در شهر مورژ) سوئیس دیده به جهان گشود و به سال ۱۹۳۱/ م در پاریس درگذشت. وی که در آستانه قرن بیستم دست به نوشتن و نشر آثار خود برده بود نزدیک به سی سال از عمر خود را در حضر و سفر به خلق آثار ادبی و نمایشی و بویژه نگارش مقاله و گزارش برای مطبوعات مهم عصر خویش گذراند. وی سه بار به ایران سفر کرده که نتیجه مشاهدات خود را در دو کتاب و يك رساله كوچك به رشته تحریر کشیده است. یکی از آن دو کتاب همین کتاب با نام (Feuizzespersanes) که ترجمه آن با نام اوراق ایرانی به قلم توانای آقای ایرج پروشانی انتشار یافته است. این کتاب گزارشی از دومین و سومین سفر وی به ایران است که در سالهای ۱۹۰۹ و ۱۹۱۰ میلادی صورت گرفته است. سفر وی به دماوند در تابستان ۱۹۰۹ میلادی صورت گرفته است. اینک گزارش خواندنی سفر وی به دماوند را که با دقت و ظرافت خاصی نگاشته است با هم می خوانیم. اره آورد ۶۲ در آستانه ورود به دماوند سپتامبر ۱۹۰۹ ... امروز صبح ما جاده خاکی نسبتاً عریضی را طی می کنیم که در دامنه نخستین رشته بزرگ کوههای البرز قرار دارد. خورشید در آسمان بالا آمده است و از هم اکنون از آن آتش می بارد. بزودی گرمایش تقریباً تحمل ناپذیر خواهد شد. در این بیابان شنزار حتى يك دانه درخت دیده نمی شود. آرام و خاموش پیش می رانیم و حدود ساعت ۱۱ به تقاطع چند راه می رسیم. سمت چپ جاده ای است قافله رو برای پلور که در مسیر تهران - مشهد سر مازندران دومین منزل راه محسوب می شود. در اینجا چاروادار اظهار عقیده ای می کند و من با استفاده از این موقعیت به احوال او آشنایی پیدا می کنم. مردی است کم حرف اما بسیار سمج که هیچ کس حریف او نمی شود، زمینه چینی می کند تا مرا از قصد دیدن شهر زیبا و تماشائی دماوند منصرف کند. قرارمان بر این بود که دومین شب سفرمان را در این شهر به روز بیاوریم. اما در این بیست سالی که چاروادار در راه تهران تا دریای مازندران کار می کند، هرگز از جاده اصلی که از دماوند نمی گذرد قدم بیرون نگذاشته است. این قسمت از قرارمان را به او یادآوری می کنم رفتن به دماوند در مسیر مسافرت ما پیش بینی شده است. این شهر به گفته گوبینو یکی از کهن ترین شهرهای دنیاست. دلم می خواهد روز را در این شهر به پایان برسانم و شب را در یکی از باغهای زیبای آن در کنار نهری زلال سپری سازم. باید تا منزل بعدی هفت ساعتی زیر آفتاب سوزان راه پیمایی کنیم نهرهای جاری و باغهای میوه با هوای خنک را که دیدن آنها حق من است در خاطرم مجسم می کنم از رفتن به دماوند به هیچوجه منصرف نخواهم شد. ... هنوز سه ساعت دیگر باید در گرما راه پیمود تا به منزل رسید. ساعت يك و نیم از دور در دامنه کوهستان در چشم اندازی بس دل انگیز چشمان به انبوهی از درختان باغها و خانه ها می افتد. بالاخره نیم سوخته از گرما و نیمه جان از خستگی به دماوند رسیده ایم، در حالیکه دیگر قادر نیستیم قدم از قدم برداریم. در سایه درخت سپیداری در يك محوطه بی درخت که نهری در آن جاری است به استراحت می پردازیم. پس از نیم ساعتی استراحت من از کنار نهر بالا می روم و سرانجام به چشمه ژرفی می رسم که سیلابی به بلندی سه متر یکپارچه در آن فرو می ریزد. سرو تن خود را می شویم و زیر آب خنکی که از کوه سرازیر است دوش می گیرم... به تماشای دماوند ... حالا به تماشای دماوند می رویم. وای که چه شهر زیبا و دلفریبی که به هیچ شهر دیگر شباهت ندارد پنهان از نظرها در فرورفتگی کوهستانها آشیانه ساخته و دامنه عریان و یکپارچه خارای آنها گردا گردش حصار کشیده اند. از این کوهساران نهرهای فراوانی بسوی شهر روانند. هر چه هست جویبار است و نهر است و رودخانه که بر روی سنگهای می غلتند و شادمانه زمزمه سر داده اند. شهر یکپارچه بوته و درخت است، سراسر گل است و باغ میوه و بوستان هم درختان بلوط و چنارهای کهنسال یا نصد، ششصد ساله دارد با تنه های استوار عظیم پوشیده از چین - خوردگیهای عمیق و شاخه های سنگین و هم سپیدارهای جوان و لرزان با غروری معصومانه که به کمترین وزش بادی در هم شکسته می شوند و شاخ و برگهای شاداب آنها پیوسته در ترنم است. رنگ سبز تیره و روشن این مجموعه دار و درخت در زمینه های اخرایی و قهوه ای سوخته و حنایی سنگهایی که دامنه سراشیب کوههای مجاور را ... حال به تماشای دماوند می رویم وای چه شهر زیبا و دلفریبی که به هیچ شهر دیگر شباهت ندارد! دماوند در ایران شهری بی مانند است. اره آورد - ۶۳ درختان بید کهنسال شاخ های نرم و بی حال خود را در آب رودخانه غوطه داده اند. در قله کوه نمازخانه کوچکی یعنی امام زاده ای دیده می شود که خود نشانه مرتفعترین نقطه گردنه است. پوشانده اند سخت برجسته و نمایان است. آب نهرها تنها صرف آبیاری باغهای اطراف شهر نمی شود، بلکه همانطور جوشان و خروشان در قلب منطقه دماوند پیش می تازد. خیابان اصلی شهر از دو راه باريك تشکیل شده که در کنار خانه ها و در امتداد رودخانه و در دو سوی آن کشیده شده اند و درختان بید کهنسال شاخ های نرم و بی حال خود را در آب رودخانه غوطه داده اند. دماوند شهری بی مانند دماوند در ایران شهری بی مانند است. لذتی ناگهانی که پس از خروج از خلوت بیابانها از دیدار این شهر به ما دست می دهد برای من چنان است که گویی هدیه و ارمغانی دریافت sod در دماوند دو مسجد از روزگار مغولان باقی است که بر فراز آنها به جای گنبد مدور سقفی هرمی با رأس مقطع و بريده قرار دارد که با کاشیهای آبی رنگ پوشیده شده است. در این دو مسجد مثل تمام مساجد ایران به روی من بسته است. در جانب مشرق و مشرف به شهر تپه ای مسطح و سراشیب صفه ای عظیم و یکپارچه پدید آورده است. به چشم من محال می نماید که ساخته دست بشر باشد. این هم یکی از آن بلهوسی های طبیعت است. ساخت و سامانی است که از میان میلیونها تجربه تصادفی که معمولاً نتیجه و برآیندی جز آشفتگی و نابسامانی ندارند آراسته و موفق از آب در آمده است. كنت دو گو بنیو می پندارد که وقتی آریائیهای آسیای مرکزی از رشته کوههایی که از هیمالا یاتا قفقاز کشیده شده و به منزله ستون فقرات سرزمینهای آسیایی عبور کردند ابتدا در پست ترین دامنه های البرز یعنی در فلات مرز ایران توقفی کرده اند، در آنجا زمزمه آبها و ترنم شاخ و برگ درختان آنان را به آسایش و استراحت خوانده است و در همین جا که امروز ایستاده ام نخستین قرارگاه دیده بانی و نظامی خود را پیشروی در خاک سرحدات ایران بر پا کرده اند. روی همین سکوی سنگی عظیمی که اینک بالای سرم قرار دارد گوبنیو و مراسم نیایش و پرستش روزانه آنان را تخیل می کند پیروانی پاکدین را در نظر مجسم می نماید که پیش از برآمدن صبح به روی صفه آمده اند تا با دمیدن در بوقهای شاخی خود طلوع خورشید فرمانروای مطلق سرزمینهای سوخته را صدا دهند. پدیداری نخستین تمدن جهان همچنانکه در سایه های لذتبخش این کهن ترین شهر دنیا پرسه می زنم اندیشه ام به دنبال تخیلات اصیل و بر منشانه گوبنیو به حرکت در می آید و به روزگار دور دستی سفر می کند که نخستین تمدن جهان در این خاک پدید آمده است. یکی از بزرگترین مراحل تاریخ بشری در اینجا واقعیت یافته است. بنیانگذاری شهر دماوند در حقیقت یادگار مرحله انتقال انسان از دوران بیابا نگردی به عصری است که در سرزمینی پا گرفته و شهر را پدید آورده است. اما چیزی ناگهان مرا از قلمرو رویاهای دور و درازی که با آن سر خوشم بیرون می کشد، یکباره متوجه می شوم که در جاده های ایران تنها يك صاحب اختیار وجود دارد و آن هم شخص چهار وادار است. چاروادار تصمیم گرفته است که شب را در پلور بخوابد، همانجایی که تا ساربانان به یاد دارند همیشه دومین منزلگاهشان در راه مازندارن بوده است. هیچ چیز نمی تواند در این نیت او تغییری بدهد، نه زیباییهای دماوند نه خستگی من نه کوفتگی خودش و نه درماندگی چار پایانش دشت مشاء در نگاه شو پفر ... ساعت ۴ - بعد از يك توقف کوتاه در شهر فراموش ناشدنی دماوند دوباره برای حرکت در ره آورد - ۶۴ بنیانگذاری شهر دماوند در حقیقت یادگار مرحله انتقال انسان از دوران بیابانگردی به عصری است که در سرزمینی جا گرفته و شهر را پدید آورده است. جاده پشت سر هم ردیف شده ایم. دره تنگی که از آن صعود می کنیم جایی با صفا و تماشایی است (۱) ، یکپارچه باغ گل و میوه است که نهرهای روانی آنها را آبیاری می کنند و در دو کرانه این نهرها هزاران درخت بید سر در آغوش هم کرده اند. چه سر سبزی و طراوتی و چه هوای خنك و با صفائی آن هم بعد از امروز صبح که نزديك بود در بیابان از شدت گرما قالب تھی کنیم. حالا از دره خارج شده ایم و در دامنه نخستین رشته کوههایی هستیم که يك راست در برابرمان سر به آسمان کشیده اند. روی تپه ای که از ریزش ماسه و سنگریزه پدید آمده جاده مالرو مثل ریسمانی باريك بطور مارپیچ نقش بسته است. در قله کوه نمازخانه کوچکی یعنی امامزاده ای (۴) دیده می شود که خود نشانه مرتفعترین نقطه گردنه است. نزديك به سه هزار متر ارتفاع دارد. آهسته و به زحمت از سینه تپه بالا می رویم آفتاب در حال فرو رفتن است و هوا رنگ دانه های کهربای بلورین سخت پاکیزه به خود می گیرد. چشم انداز دماوند از امامزاده هاشم در ارتفاع پائین تر چشم اندازی در برابر دیدگانمان گسترده است. در دره حاصلخیزی که پشت سر گذاشتیم مزارع چون لکه های منظم و روشن نقش بسته اند و اينك شهر دماوند را می بینیم که زیر پایمان در اعماق دره خود را كوچك و جمع و جور کرده است، با مساجد فیروزه نامش با دارو درختش و بالاخره با دنیائی آشفته و در هم و برهم که پیرامونش را فرا گرفته اند؛ دنیائی که تخته سنگها و صخره ها از تپه ها، کوهستانها و قلل نوك تیز هرج و مرجی پر از شور و غوغا خیال انگیز با اشکال پاره پاره و چاک چاك و با رنگهای گوناگون از قهوه ای سرخ قام سنگهای سماق گرفته تا لایه ها و شیارهای زرد تند سنگهای گوگردی محل امامزاده که تازه به آن رسیده ایم و در آنجا خورشید در حال غروب کردن است دیدگاه و چشم انداز گسترده ای است مشرف بر سراسر خاک ایران بر دره های تنگی که از اعماق آنها درختان در امتداد رودخانه تنگاتنگ هم ردیف شده اند. بر بیابانهایی که تا دور دست دامن گسترده اند بر کوهستانهای درهم و برهمی که گوئی در بحبوحه تشنجات وحشت انگیزی که به هنگام پدید آمدن جهان بر پا بوده یکباره سرد و منجمد شده اند. آخرین اشعه خورشید که تقریباً به موازات قله می تابند به این صحنه بیکران که من غرق در تماشا آن هستم جان و گرمی می بخشند. من، آنجا، در هوایی که ناگهان یخ زده و روی گردنه در وزش است بر پای ایستاده ام و شب را نظاره می کنم که از اعماق خاك بالا می آید شهر كوچك دماوند را که خانه هایش میان درختان پنهانند و گردا گردش دره ها و مزارعی که در کفنی به رنگ خاکستری لطیف پیچیده می شوند، به تماشا می نشینم. سپس تاریکی به کوهستانها عروج می کند و سینه مالان به جانب من می خزد، کم کم دچار شب سراسر چشم انداز را زیر پوشش خود پنهان می کند، ایران در برابر دیدگان من به خواب می رود. پا نوشت ها ۱ - مقصود دره سرسبز و مصفای مشاء از روستاهای زیبای دماوند است که هر ساله هزاران مشتاق طبیعت را به سوی خود می کشاند. امامزاده مذکور امامزاده هاشم است که در جاده هراز واقع شده است به یاری خدا در فرصتی مناسب به زندگانی، نسب» و چگونگی شهادت این امامزاده خواهیم پرداخت. اره آورد ۶۵ فرزانگان دماوند آیت الله العظمی مولی محمد باقر سارانی از عالمان قرن ۱۳ و ۱۴ هجری از میان ستارگان فروزان منطقه کیلان مرحوم حضرت آیت الله مولا محمد باقر سارانی مهر فروزانی است که سوگمندانه باید گفت سیمای درخشان او در پس ابرهای معاصرت پنهان مانده است. اشاره ساران از محلات قدیمی و ریشه دار کیلان دماوند است که از دیر باز خاستگاه عالمان و ادیبان فرهیخته بوده است. از میان ستارگان فروزان منطقه کیلان مرحوم حضرت آیت الله مولی محمد باقر سارانی مهر فروزانی است که سوگمندانه باید گفت سیمای درخشان او چون دیگر اختران خطه دماوند در پس ابرهای تیره معاصرت پنهان مانده است. در این شماره با زندگانی این عالم فرزانه و فقیه متضلع آشنا خواهید شد، آنچه که در این مقاله کوتاه می خوانید تنها گوشه ای از زندگانی آن بزرگمرد گمنام است برای روشن ساختن زوایای مختلف ابعاد شخصیت این فقیه متقی چشم انتظار اطلاعات بیشتری از طرف خوانندگان عزیز بویژه دانشمندان و ترجمه نگاران ارجمند و خصوصاً مردم خوب و صمیمی، ساران و کیلان هستیم، این وظیفه ای است سنگین بر دوش همه که حوصله و همت همشهریان آن بزرگ را بیش از پیش می طلبد. سال تولد سال تولد مرحوم مولی محمد باقر سارانی دقيقاً معلوم نیست اما آنچه از لابه لای خاطرات مردم ساران بدست می آید، این است که ایشان عمری طولانی نزدیک به نود سال داشته است. در کتاب تراجم و کتابهائی که پیرامون زندگانی شیخ اعظم انصاری نگاشته شده تنها سال وفات وی نقل شده است. بنا به گفته برخی از آگاهان تاریخ تولد مولی محمد باقر سارانی سال ۱۲۲۵ هجری قمری بوده که با توجه به سال وفات او یعنی ۱۳۰۷ هجری قمری می باشد، عمر با برکت آن عالم بزرگوار حدود ۸۲ سال بوده است. ره آورد - ۶۶ زادگاه روستای ساران از توابع شهر کیلان است که از سال ۱۳۳۲ در محدوده شهر کیلان قرار گرفته و با مرکز شهر دماوند ۳۵ کیلومتر فاصله دارد و مساحت آن به ۲۰ کیلومتر مربع است. این روستا که هنوز بافت قدیمی و مذهبی خود را به خوبی حفظ کرده است، دارای مردمی خونگرم متدین و آگاه است. می توان گفت حفظ ارزشهای اسلامی و روحیه مذهبی در این روستا که به نحو بارزی نمود دارد از اثرات مکتب تربیتی مرحوم ملا محمد باقر سارانی و دست پروردگان آن مکتب است. جمعیت این روستا اکنون به يك هزار نفر بالغ می شود. گذران زندگی اهالی بیشتر از راه باغداری و کشاورزی و معدن گچ ساران است. محصولات کشاورزی این منطقه عبارتند از قیسی گردو زردآلو، آلوچه و سیب و ... وجود يك معدن گچ بسیار غنى كمك بزرگی به اقتصاد این منطقه است که با همت و تلاش فرزندان این روستا می تواند نقش مؤثری را در شکوفائی اقتصاد این خطه ایفا کند. رشد و بالندگی مولا محمد باقر فرزند مرحوم حاجی ملا حسن سارانی یکی از مالکان و ثروتمندان روستای ساران بود. گفته اند که وی قبل از سفر حج دارای مناصب محلی از طرف حکومت بوده از دیگر سو در ایامی که روحانیان جهت تبلیغ به روستا می آمدند و او احترام و ارادتی را که مردم نسبت به روحانی ابراز می کردند می دید در خود احساس حقارت می کرد. این موضوع همیشه باعث رنجش خاطر وی بود تا اینکه در سفری که بر بيت الله الحرام مشرف می شود تحولی عميق در وی بوجود می اید و مسیر زندگی وی را عوض می کند. آن ایام چهل سال از عمر وی می گذشت. که مصمم گردید تحصیل علوم دینی را آغاز کند. از همین رو آهنگ تحصیل در حوزه علمیه نجف را نمود و پس از چندی به اتفاق همسر و فرزند نوجوانش محمد باقر که آن روزگار دوره مقدمات علوم دینی را تحصیل کرده بود راهی نجف اشرف گردید. تاریخ هجرت وی به نجف و بازگشت او به ساران معلوم نیست اما چنانکه گفته اند مدت ۱۰ الی ۱۵ سال در نجف اقامت گزید و پس از اینکه بخشی از علوم دینیه را فرا گرفت به ساران مراجعت کرد. در بازگشت به شاران مسجد جامع ساران را که اکنون به سبک جدید و زیبائی بازسازی شده بنا نمود و مقدار از املاك شخصی خود را وقف هزینه جاری و نگهداری مسجد کرد. و در همین دوران بعنوان واعظ و امام جماعت مسجد ساران اشتغال به کار داشت. با بازگشت پدر به ساران مولا محمد باقر در نجف ماند و به ادامه تحصیل پرداخت. استادان مولی محمد باقر آنچه که مسلم است مولی محمد باقر تحصیلات مقدماتی علوم دینی را در روستای ساران فرا گرفته است که متأسفانه بعلت گذشت زمان از اساتید وی در ساران و یا مدرسه ای که وی در آن تحصیل می کرده اطلاعی در دست نیست. با هجرت مولی محمد باقر به نجف دوران جدیدی از حیات علمی وی آغاز می شود، از آنجا که او فردی خوش استعداد و دارای نبوغی شگفت انگیز بوده بسرعت مدارج کمال را در علم و عمل پیمود و از فضلای برجسته نجف اشرف گردید. و در شمار شاگران مبرز شیخ انصاری درآمد از میان اساتید وی در نجف فقط به دو تن از برجستگان آنان برخوردیم از نسل مرحوم مولا محمد باقر اکنون نیز نوادگان آن مرحوم که از نسل دو فرزند او هستند باقی مانده اند. علاوه بر این وی دارای ذهنی و قاد و ذکاوت و فهمی سرشار بود و اغلب عبارتهای متون مانند الفيه ابن مالك و دره سید بحر العلوم و كتب و متون دیگر را از حفظ داشت. افشاری - ۷۳ ره آورد ۶۷ وی پس از مدتی کوتاه در شمار شاگردان برجسته شیخ انصاری درآمد. ۱ - مرحوم علامه محقق حضرت آیت الله العظمى شيخ مرتضی انصاری دزفولی ۲- مرحوم آیت الله العظمی سید حسین کوهکمری. شیخ مرتضی انصاری شیخ مرتضی انساری دزفولی به سال ۱۲۱۴ هـ . ق در دزفول دیده به جهان گشود نسبت وی با چندین واسطه به جابر انصاری از یاران بزرگوار پیامبر اکرم (ص) می رسد. وی نزد بزرگان چون ملا احمد نراقی، شريف العماء مازندرانی، سید محمد مجاهد و صاحب جواهر تلمذ نموده و پس از وصول به مقامات بالای علمی ریاست علمی و دینی شیعیان را بعهده گرفت. وی بدون تردید از نوابع بزرگ اسلام و اکابر فقهای امامیه است تا آنچا که ایشان را خاتم الفقها و المجتهدین دانسته اند. به جرأت می توان گفت تمام فقها و عالمان دینی در يك قرن اخیر و و امدار مقام علمی و تأليفات گرانسنگ این فقیه عالی مقام هستند. کتاب رسائل و مکاسب وی دریائی عمیق و پرگوهر است که گوهر های گرانبهائی از فقه و اصول را در خود جای داده است. مقام علمی صفات پسندیده، تقوا و پرهیزگاری وی آنقدر وسیع و گسترده است که در چندین کتاب نیز نمی توان آن همه را به تحریر درآورد. وفات آن یگانه آفاق و خورشید تابان فقاهت به تاریخ ۱۲۸۵ هـ . ق اتفاق افتاده است. در محضر پر فیض درس این استاد بیش از ۵۰۰ نفر به درجه اجتهاد رسیدند. (۱) سید حسین کوهکمری سید حسین فرزند سید محمد یکی از بزرگان و محققین نام آور در علم اصول فقه و از مراجع مهم تقلید عصر خود بشمار می رفت. در کوه کمر متولد شد و در آنجا رشد کرد و بالید و بعد به تبریز رفت، پس از اتمام مقدمات دوره سطح رهسپار نجف اشرف گردید و از خرمن فضل و دانش بزرگان نجف و کربلا خوشه چینی کرد. سید در زمان مرجعیت شیخ انصاری به علم و تقوی شهرت یافت و به مقامی بلند رسید تا آنجا ره آورد - ۶۸ مولا محمد باقر صاحب فتوی و محل مراجعه مردم در امور دینی و شرعی بوده است. که شیخ احتیاطات خود را به او محول می نمود، پس از وفات شیخ مهمترین کرسی تدریس حوزه نجف به وی و محقق رشتى منتهی گردیده و عده زیادی از مردم ایران و عراق در مسئله تقلید پس از شیخ انصاری به وی رجوع نمودند. آن فرزانه اندیشمند پس از ابتلاء به بیماری فلج به سال ۱۲۹۱ هـ . ق بدرود حیات گفت (۲) مناسب است در اینجا برخی از بزرگان را که همزمان با مولی محمد باقر در محضر درس حاضر می شده اند نام ببریم میرزا ابو القاسم کلانتری سید جمال الدین اسد آبادی، حاج میرزا حبیب الله رشتی، حاج میرزا محمد حسن اشتیانی حاج میرزا محمد حسن شیرازی میرزای اول) شیخ محمد حسن ما مقانی حاج میرزا حسین خلیلی، حاج میرزا حسین نوری صاحب مستدرك الوسائل)، ملا حسینقلی همدانی، شیخ محمد طه نجف، ميرزا عبدالرحیم نهاوندی شیخ علی خاقانی، آخوند ملا کاظم خراسانی (۳) مدت اقامت مولی محمد باقر در نجف اگر چه در این باره نیز اطلاع دقیقی در دست نیست، اما از دقت در برخی قرائن و نکات می توان گفت: هجرت مولی محمد باقر به همراه خانواده از ساران به نجف در اوائل نوجوانی (۱۲ تا ۱۵ سالگی واقع شده است که چنانچه سال تولد وی ۱۲۲۵ باشد، هجرت وی به نجف در سال ۱۲۴۰ هـ . ق اتفاق افتاده است. از ترجمه ای که مرحوم شیخ آقا بزرگ درباره مولی محمد باقر نوشته چنین بر می آید که وی پس از وفات شیخ انصاری (۱۲۸۵ هـ . ق) در نجف بوده و در محضر درس مرحوم کوهکمری حاضر شده است. بنابراین حداقل مدت اقامت مولی محمد باقر در نجف ۴۵ سال بوده است. بدیهی است شخصی مانند مولی محمد باقر با آن استعداد درخشان و حافظه تحسین برانگیز در این مدت طولانی اقامت باید به مقامات عالی علمی و معنوی رسیده باشد که گفتار مرحوم شیخ آقا بزرگ مؤید این نکته است. از ویژگیهای ایشان این بود که بدون میهمان غذا تناول نمی کرد. مقام علمی مولی محمد باقر مرحوم حضرت آیت الله شیخ آقا بزرگ تهرانی که از فقهای بزرگ و سرآمد شرح حال نویسان معاصر است ذیل ترجمه ۴۸۸ «الشیخ مولی محمد باقر الدماوندی چنین نگاشته است هو الشيح المولى محمد باقر بن حسن سارانی مخفف کوه سواران على ثلاث فراسخ من دماوند عالم كبير و ورع تقى كان في النجف من تلاميذ الشيخ الانصارى والسيد حسين - الكوه کمری و في حيات الاخير منهما رجع الى دماوند و كان يرحج الكوهكمرى و يفضله على - المجدد الشيرازي و كانت له يد طولي في ساير - الفنون لا سيما الطب والحكمة و الرياضيات و كانت له خبرة بالتواريخ و السير و حافظة عجيبة يحفط اغلب المتون که الالفيه لابن مالك و الدره) سید مهدی بحر العلوم و غيرها ... (۴) .... شیخ مولی محمد باقر فرزند حسن سارانی ساران مخفف کوه سواران در سه فرسنگی دماوند دانشمندی بزرگمرتبه و متصف به تقوا و پرهیزگاری بود. وی در نجف اشرف از شاگردان شیخ انصاری و سید حسین کوه کمری به شمار می رفت و پس از وفات شیخ در زمان حیات کوه کمری به دماوند بازگشت. از حضور وی در درس سید حسین کوه کمری پیداست که وی کوه کمری را از لحاظ مقام علمی بر میرزای شیرازی ترجیح می داده. علاوه بر احاطه در علوم حوزوی دست توانائی در علوم دیگر مانند حکمت و فلسفه طب و ریاضی و سایر علوم م و و فنون داشته است. علاوه بر این دارای ذهنی وقاد و ذکاوت و فهمی سرشار بود و اغلب عبارتهای متون مانند الفيه ابن مالك و دره سيد بحر العلوم و كتب و متون دیگر را از حفظ داشت تا آنجا که وی را مولی محمد باقر عبارتی نیز گفته اند از نوشته شیخ آقا بزرگ پیداست که وی مولی محمد باقر را عالمی بزرگ و متقی و پارسا می دانسته و به ابعاد مختلف مقام علمی وی واقف بوده است. از خاطرات و سخنانی که معاصرین آن مرحوم و معمرين ساران نقل می کنند بر می آید که مولی محمد باقر صاحب فتوی و محل مراجعه مردم در امور دینی و شرعی بوده است و بخشی از مردم تهران ایوانکی گرمسار دماوند و روستاهای تابعه بخشی از شهرهای مازندران مانند سواد کوه و اطراف آن که در مجاورت دماوند قرار داشته اند از وی تقلید می کرده اند. هجرت از نجف به دماوند در ایامی که مردم دماوند و روستاهای اطراف به عتبات مشرف می شدند، در نجف به محضر ان فقیه بزرگ شرفیاب شده و اغلب با اصرار از ایشان دعوت می کردند که به موطن خود بازگردند ولی ایشان نمی پذیرفتند. درباره علت عدم پذیرش دعوت مردم گفته اند که از آنجا که پدر وی فردی صاحب ثروت بوده و با دستگاه حکومتی کم و بیش ارتباط داشته است لذا مولى محمد باقر خوش نمی داشت که به ساران مراجعت کند و چنین اظهار می داشت چنانچه من به ساران برگردم احترام پدر بر من واجب است و باید به او اقتدا کنم حال اینکه به سبب ارتباط او با حکومت از این کار اکراه دارم از سوی دیگر رعایت حق پدری این اجازه را به من نخواهد داد که او به من اقتدا نماید. علاوه بر این بعید نیست که وی استفاده از محضر شیخ را غنیمت می شمرده و آن را بر هر کار دیگری ترجیح می داده، لذا پس از شیخ مدت زمانی طول نمی کشد که وی به ساران مراجعت می کند. پس از رحلت مرحوم حاج شیخ ملا حسن پدر ایشان عده ای از معتمدین ساران به قصد دفن جنازه وی در نجف اشرف و نیز دعوت از فرزند گرامی او عازم نجف می شوند. مشهور است که مولی محمد باقر شب قبل از ورود جنازه پدرش به نجف در عالم رؤیا می بیند که تابوتی را که پدرش در آن است وارد نجف کرده اند. صبح فردا به همراه چند تن از دوستان خود حرکت نموده و به کنار دروازه شهر نجف می آیند پس از ساعتی قافله ای را می بینند که به سمت نجف می آید. کم کم قافله نزدیک می شود و او چند تن از اهالی ساران از جمله شخصی بنام ابراهیم خادم که از خدمتگزاران منزل پدرش بود را می بینند و آنان وی را از فوت پدرش آگاه می سازند. ایشان جنازه را با احترام بسیار و با حضور بزرگان و علمای نجف تشییع کرده و در جوار مقدس حرم علی بن ابیطالب به خاك می سپارند. پس از انجام مراسم ترحیم در نجف با دعوتنامه مردم محل خود مواجه می شوند و از همانجا تصمیم به مراجعت به ساران را می گیرند. شريك شادی و غم مردم تردیدی نیست که اگر مرحوم آیت الله مولی محمد باقر سارانی در نجف می ماند و به تدریس ادامه می داد. از جمله دانشمندانی می شد که نام و خاطره وی اکنون زینت بخش بسیاری از کتب علمی و مجالس دینی و علمی بود. اما او که توفیق را در ادای تکلیف آن هم در تربیت فرزندان و مردم دیار خود می دانست، کمر همت بست و در حدود سال ۱۲۸۸ هـ . ق به ساران مراجعت کرد و در آن دیار در گمنامی زیست مردم ساران و کیلان و توابع آن استقبال کم نظیری از وی بعمل آوردند و چون پروانه گرد شمع وجود ان دانشمند درست کردار حلقه زدند. ایشان در اولین فرصت بخشی از خانه پدری خود را برای مدرسه علمیه اختصاص داد و با تأسیس مدرسه علمیه به تربیت شاگردان پرداخت. تعداد شاگردان آن مدرسه را بیش از ۲۰۰ تن ذکر کرده اند. علاوه بر این چون در آن ایام ادارات و دوائر دولتی مانند فرمانداری ، بخشداری ژاندارمری .... در منطقه وجود نداش کلیه امور فرهنگی حقوقی رسیدگی به مشکلات اجتماعی و اقتصادی مردم منطقه توسط ایشان حل و فصل می شد، امضاء و مهر ایشان در حاشیه برخی از وقفنامه ها مؤيد این ادعاست. مرحوم شیخ آقا بزرگ نفوذ مولی محمد باقر و مردم دوستی و عشق او به خدمت به محرومان و مستمندان را چنین توضیح می دهد و كان زعيماً موجها مطاعاً في تلك النواحي و كان مثرياً و كريماً يبذل جل ما له على الناس ولا يتناول طعامه الا مع ضيف و له في الجود و الكرم قضايا تشبه الكرامات حد ثني العالم الثقه السيد احمد الدماوندی بكثير منها. (۵) مولی محمد باقر در آن سامان زعیم دینی و مرجع روحانیت گردید و در آن نواحی حکم او نافذ بود مالی فراوان داشته و به مستمندان و محتاجان بذل و بخشش می نمود. بخش زیادی از اموال خود را در راه کمک به مستمندان بخشید. از ویژگیهای ایشان این بود که بدون میهمان غذا تناول نمی کرد. از بخشش و کرم او حکایاتی نقل شده که به کرامات بیشتر شبیه است. دانشمند مورد اعتماد سید احمد دماوندی بسیاری از این حکایات را برای من نقل کرد. از جمله حکایاتی که درباره کرامات ایشان نقل کرده اند این است که : پیغام دادند مواد غذائی نداریم هر چه زودتر برای این امر فکری بکنید وگرنه جلوی این همه میهمان شرمنده خواهیم شد. ایشان فرمودند که صبر کنید خدا می رساند. خانواده ایشان که دیگر قادر نبودند روی حرف ایشان سخنی بیاورند سکوت کرده و با نگرانی منتظر ماندند. ساعتی به غروب مانده در حالی که همه در انتظار بودند. در کمال ناباوری دیدند چند بار استر برنج روغن زرد گوسفندی و چند رأس گوسفند از سواد کوه مازندران برای ایشان آورده اند وقتی ایشان از ماجرا خبردار شد تبسمی کرده و فرمود: نگفتم نگران نباشید خدا می رساند. وفات مولا محمد باقر دماوندی (۱۳۰۷ هـ . ق) سرانجام آن ستاره فروزان علم و تقوی و شخصیت پس از ۸۲ سال عمر با برکت و ۷۰ سال فعالیت و تلاش بی وقفه و بعد از ۲۰ سال زعامت و مرجعیت مردم منطقه خود غروب کرد. (۶) با ارتحال وی سراسر منطقه دماوند و روستاهای تابعه و بخشی از شهرهای مازنداران و سمنان در اندوه و ماتم فرو رفت. پیکر مطهر آن عالم فرزانه به نجف منتقل شده و در آنجا در جوار مرقد مطهر حضرت علی ابن ابیطالب عليه السلام به خاک سپرده شد. از این فقیه عالی مقام دو پسر به نامهای محمد على و حسن معروف به کربلائی محمد علی و شیخ حسن که اولی شغل کشاورزی و دومی تحصیل علوم دینی را اختیار کرده بود به یادگار ماند. از نسل مرحوم مولی محمد باقر اکنون نیز نوادگان آن مرحوم که از نسل آن دو برادرند باقی مانده که بعضی در روستای ساران و برخی از آنان (V) در تهران زندگی می کنند. خداوند متعال آن بزرگمرد را با اولیاء خود محشور فرماید. پی نویسها ۱ - زندگانی و شخصیت شیخ انصاری تألیف آقای شیخ مرتضی انصاری از نوادگان شیخ اعظم. ۲- همان / ۲۵۵ و ۲۵۶ نقباء الشبر شیخ آقا بزرگ تهرانی ۲۰۵/۱ - ۲۰۶. - نقباء البشر ۲۰۶/۱. - همان . همان . در یکی از ایام میهمانان زیادی برایش آمدند از آشپزخانه اطلاع دادند که مواد غذائی به اتمام رسیده و دیگر چیزی موجود نیست. ایشان فرمودند به خانواده بگوئید نگران نباشید خدا می رساند. ساعتی گذشت دوباره برای ایشان می آید. در تهیه این مقاله از برخی از اهالی محترم روستای ساران نیز كمك گرفته شده است که از همه آنان قدردانی و سپاس بعمل ره آورد - ۶۹ فرهنگ و ادب در منطقه کیلان دماوند اشاره حسن گل محمدی (فریاد) فرهنگ و ادب هر سرزمینی خط سیر روشنی است که ما را به گذشته های دور و خاطره انگیز آن پیوند می دهد و روابط ناگسستنی را بین نسل قدیم و جدید برقرار می کند. نگرشی اجمالی به فرهنگ و ادب در منطقه کیلان که به خامه روان فاضل ارجمند جناب آقای مهندس حسن گل محمدی نگارش یافته است تلاشی است درخور تحسین و قدردانی که در راستای همین پیوند و ارتباط به انجام رسیده است. بخش اول این مقاله بزرگان فرهنگ و ادب گذشته کیلان را به شما معرفی می کند و در بخش دوم با فرهیختگان معاصر این منطقه آشنا خواهید شد. ق ره آورد ۷۰ هنگامی که از جاده پیچ در پیچ و کناره دره های باستانی منطقه کیلان دماوند به سوی این شهر قدیمی با قدمتی حدود ۱۸ هزار سال می گذریم و هر بار که از بالای تپه مشرف به شهر به رودخانه پر پیچ و خم و درختان سرسبز و زیبائی مسحور کننده طبیعت در دره احاطه شده بوسیله کوههای رنگارنگ سر به فلك كشيده، نظاره می کنیم افکار دور و درازی که ما را به گذشته دیرین پیوند می زند بر تمامی وجود انسان مستولی می شود و برای لحظاتی هر چند کوتاه به فکر فرو می رویم و بی اختیار از خود می پرسیم که راز این همه زیبائی و قدمت در چه چیزی نهفته است؟ به راستی در این دره باستانی زیبا که با گذشت سالیان دراز هنوز هم ابهت و استواری خود را حفظ کرده است، چه کسانی می زیسته اند؟ در ۱۸۰ قرن پیش پدران ما در اینجا چگونه بسر می بردند؟ به این طبیعت زیبا و رنگارنگ و کوههای سبز و سفید و زرد چه سان می نگریستند؟ آنگاه است که این پرسش سراسر وجودمان را پر می کند که مأوا و مسکن این آشنایان و بستگان دیرین ما در کجا بوده است؟ آن گاه که در این افکار غوطه وری هنگامی که به اولین سراشیبی شهر می رسی در کنار دیوارهای خشتی و گلی فرتوت و خسته شهر پیر مردهای محل را می بینی که به این دیوارهای کهن تر از خود تکیه داده و نشسته اند، دوست داری عاشقانه بایستی و از لابلای افکار و ذهن آنها هر آنچه را که می توانی بعد از گذشت سالیان سال، پس بزنی بکاوی و آن را با تمامی وجود خود حس کنی. آری در یک چنين لحظاتی تمام وجود انسان بوی خاک می دهد بوی تاریخ می دهد بوی همه انسانهایی را می دهد که سالیان گذشته در این سرزمین باستانی بسر می بردند و اينك تنها چیزی که ما را به آنها نزدیک می کند رشته در از گفته ها و شنیده های نقل شده از سینه به سینه است که به تاریخ پیوند می خورد و من مدت چندین سال است که عاشقانه بدنبال این گم شده های تاریخی خود در منطقه دماوند هستم و آنها را از لابلای هزاران برگ تاریخ گذشتگان می کاوم و در دل کاغذ می نگارم تا به آیندگان بسپارم. کیلان در گذرگاه تاریخ در گذرگاه تاریخ، منطقه کیلان دماوند بعلت موقعیت خاص طبیعی و جغرافیائی، طبیعت زیبا و دلپسند آب و هوای کوهستانی معتدل و سالم، همواره مورد توجه فرمانروایان و حکومتگزاران زمان بوده است. از افسانه های منسوب به اقوام «پاژ و كيل و حقیقتهای تاریخی دوران مادها» و «کیانیان بدست می آید که کیلان منطقه برای آنها بسیار حساس و مهم بوده است و نشانه های بدست آمده دال بر وجود قلعه ها و درهای تسخیر ناپذیری است که در حمله اعراب ، مغول» و «تاتار بنا شده است. این منطقه مسیر سوق الجيشى عبور بخشی از سپاهیان نادر به منظور سرکوبی افاغنه در سر دره خوار بوده است و قلعه زرآباد یکی از معروفترین این قلعه هاست. بعلت موقعیت و طبیعت زیبای کیلان این منطقه همواره بعنوان استراحتگاه و شکارگاه شاهان خوشگذارن قاجار بویژه ناصر الدین شاه بوده است، مهمتر از همه اینکه یکی از افتخارات بسیار مهم گذشته این منطقه وجود مراکز اشاعه و ترویج فرهنگ و تمدن اقوام ایرانی بوده است. علاقمندی، سخت کوشی و وجود اماکن ترویج علم و هنر و ظهور افراد اندیشمند و اهل ادب همواره این منطقه را نسبت به سایر نقاط دیگر، سرآمد و برجسته نشان داده است. بعلت توجه خاص به علم و ادب در گذشته و حال، عده زیادی عالم، فقیه ادیب و شاعر در این منطقه پرورش یافته اند که در اینجا به اختصار به برخی از آنها اشاره می کنیم ۱ - ملا محمد باقر سارانی ملا محمد باقر سارانی از فقها و مجتهدين بنام و از شاگردان مرحوم شیخ مرتضی انصاری است. وی سالیان در از مرجع تقليد و قضاوت مردم این شهرستان و اطراف بوده است. مولانا افضل سارانی مولانا افضل سارانی از شعرای خوش قریحه و هجو سرای زیرك و رند ساران کیلان است که در دوره صفویه می زیسته از تاریخ تولد و وفات وی اطلاع دقیقی در دست نیست ولی آنچه که از بررسی تذکره ها و شرح احوال شعرای باقی مانده از دوره صفویه بدست می آید این است که او در اواخر قرن نهم هجری می زیسته است. در تذکره تحفه سامی که آیینه تمام نمائی از اوضاع اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و روابط عمومی عصر صفویه است در رابطه با مولانا افضل آمده است: مولانا افضل سارانی تهرانی ساران محلتی است از قصبه تهران و افضل در هجو و هزل اشعار می گوید و بد می گوید این مطلع از اوست تا باغ حسن تازه شد از نو بهار عشق گلها شکفت بر رخم از لاله زار عشق (۱) در تذکره روز روشن که مشتمل بر شرح حال و منتخب اشعار شعرای فارسی زبان ایرانی و ترکستانی و تاجیکی و افغانی و هنری بوده و در سال ۱۲۹۶ قمری در هند تألیف شده است. درباره افضل چنین گفته است: افضل سارانی تهرانی از ارباب شیرین زبانی است. از اوست تا باغ حسن تازه شد از جویبار عشق گلها شکفت بر رخم از نوبهار عشق (۲) مولانا و اصلی سارانی مولانا و اصلی سارانی از بزرگ زادگان و شاعران بنام ساران کیلان است که در غزلسرائی معروف بوده است. نام او را مولانا وصلی نیز ذکر کرده اند. مؤلف تذکره تحفه سامی درباره او چنین نگاشته است: مولانا واصلی سارانی ترهانی او نیز از محلت مذکور ساران کیلان است و بزرگ زاده آن محلت است. این مطلع از اوست: نازکم کن به تبسم مکش ای یار مرا پیش اغیار مکن بهر خدا خوار مرا» (۳) در تذکره منتخب اللطايف نیز دو بیت زیر بنام وصلی آمده است: زهی به شوخی گرفته چشمت به قصد جان و دل و سرو تن کمان از ابرو سنان زمژگان زغمزه تیر و زناز خنجر غبار كويت، خیال رویت ملال عشقت، خدنگ كينت به دیده نور و به دل سرور و به جان حضور و به سینه درخور (۴) حکیم میرزا یوسف کیلانی ميرزا يوسف حکیم که در اواخر دوره قاجاریه و اوائل دوره پهلوی در کیلان می زیسته است از محققین و اطباء طب سنتی و دارای مطالعات و تحقیقات زیادی در زمینه گیاهان طبی و داروئی منطقه کیلان بود. وی که به تهیه داروهای سنتی از گیاهان می پرداخته دارای تألیفی در این زمینه بوده که متأسفانه از بین رفته است. - مولانا دهقان کیلانی (۱۲۹۵ - ۱۳۴۴ هـ - ش) یکی از شعراء و سخن سرایان معروف کیلان فيض اله پاژاني فاجانی) معروف به مولانا دهقانی کیلانی است. وی در بهار سال ۱۲۹۵ هجری شمسی بدنیا آمد و بیش از ده سال نداشت که پدر خود را از دست داد. سالهای اولیه دوران زندگی دهقان مقارن با چپاول و دسترنج پدرش توسط مالك ده بود و این عمل موجب آن شد که او تا پایان عمر با ارباب و مالك در مبارزه باشد. مولانا دهقان کیلانی که فردی پر استعداد بود خواندن و نوشتن و استفاده از متون مذهبی و ادبی را در محضر عده ای از با سوادان و اهل : علم ده آموخت و بعلت استعداد ذاتی و علاقمندی وافر به شعر و شاعری به مطالعه و حفظ اشعار فراوانی از شعرای قدیم و هم عصر خود پرداخت. او قد متوسطی داشت و کلاه پوستی مخصوص بر سر می گذاشت و چون حالت چهره اش به مولانا جمال الدين مولوی شباهت داشت و اشعار فراوانی از مولوی برای مردم می خواند در میان خاص و عام به مولانا شهرت داشت همیشه از مردم و برای مردم سخن می گفت به کشاورزی و باغداری علاقه زیادی داشت و انتخاب تخلص دهقان برای خودش نیز حاکی از این عشق و علاقه است. از آنجا که درآمد کشاورزی در زمین کوچکی که از خود داشت هزینه زندگی او را تأمین نمی کرد بقالی کوچکی نیز داشت که هم کمکی در مخارج زندگیش بود و هم موجب ارتباط و تماسش با مردم بطوری که محل کسب او پاتوق همه علاقمندان به شعر و ادب بود و در محفل گرم آنها دهقان به خواندن اشعار مولوی، حافظ، سعدی خیام و پروین اعتصامی می پرداخت. برخوردش بسیار مهربان و مؤدبانه بود، همیشه تبسمی بر لب داشت از خوشبختی زیبائی دوستی و جلوه های خوب زندگی سخن می گفت. با پیر و جوان زن و مرد کودک و خردسال به گفتگو می پرداخت. اشعار و گفتار او درباره مسائل روز زندگی و مشکلات جامعه و آمیخته با طنز و مطایبه بود. می کوشید حقایق را آن طور که هست بیان کند، در مقابل آنچه که در پیرامونش می گذشت بی تفاوت نبود جنبه های مثبت زندگی افراد و اجتماع را می ستود و از خطاها و لغزشهای آنها آشکارا پرده بر می داشت. با زبان رسا رفتار جوانمردانه و زندگانی پویا و بی آلایش خود بی تفاوتی بیهودگی، پوچی و روش های نادرست دیگران را تحقیر می کرد مگر نه آنکه این رسالت راستين يك شاعر اجتماعی و متعهد است؟ فردی مذهبی و مقید و متعهد بود، ارادت خاصی به حضرت علی (ع) و فرزندانش بالاخص حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) داشت . اشعار مذهبی، مراثی و نوحه های سینه زنی بخش بزرگی از دیوان اشعار او را تشکیل می دهد. دیوان اشعار دهقان که بصورت پراکنده و در دست افراد مختلف بود با پیگیری و کوشش چندین ساله نگارنده جمع آوری، تصحیح و تدوین گردیده و در آینده نزدیک چاپ و منتشر در ۱۸۰ قرن پیش پیران ما در اینجا چگونه بسر می بردند؟ در کنار دیوارهای خشتی و گلی فرتوت و خسته شهر پیرمردهای محل را می بینی که به این دیوارهای کهن تر از خود تکیه داده و نشسته اند. این منطقه (کیلان مسير سوق الجيشی عبور بخشی از سپاهیان نادر به منظور سرکوبی افاغنه در سر دره خوار بوده است. السم الله الرحمد الد المحربية الحديدي بعد الشروع سيد و أو يعين وإن كل ما . ه لو فروع افشاری ره آورد - ۷۱ چون حالت چهره او مولانا دهقان کیلانی به مولانا جمال الدین مولوی شباهت داشت و اشعار فراوانی از مولوی برای مردم می خواند در میان خاص و عام به مولانا شهرت داشت. مولانا و اصلی سارانی از بزرگ زادگان و شاعران بنام ساران کیلان است که در غزلسرائی معروف بوده است. خواهد شد. اکثر موضوعات شعری دهقان را مضامین و معانی مذهبی، اخلاقی و اجتماعی تشکیل می دهد. دیوان اشعار او که بیشتر در قالب مثنوی، قطعه ترکیب بند و دو بینی می باشد، متجاوز از ۲۵۰۰ بیت است. در بخشی از سروده هایش که آن را می توان همند نامه نامید به بیان تاریخچه و پیگیریهای خستگی ناپذیر کشاورزان منطقه کیلان دماوند که برای دسترسی به زمین های کشاورزی منطقه همند مشقت و مشکلات فراوانی را متحمل شده اند، پرداخته است. مولانا دهقان کیلانی در یکی از واپسین روزهای پاییز سال ۱۳۴۴ هجری شمسی زندگی را بدرود گفت و در قبرستان عمومی محله پاژان فاجان) کیلان مدفون شده از وی دو فرزند يك پسر و یک دختر باقی مانده است و این نیز اشعاری از سروده های او زخم زبان پیرو احکام و قرآن و نماز اره ندارد در وجودش حرص و از عاقلان گویند کاندر این جهان عيبها پنهان بود زیر زبان حفظ کن جانا زبان خویش را طعنه كم زن مردم درویش را هر زمان زخم زبان بی ادب می خراشد او جگرها روز و شب الغرض هر کس که باشد هرزه گو نزد اهل دل ندارد آبرو گر که خواهی گشت ایمن از گزند رو دکان هرزه گوئی را ببند هر که در عالم ادب را پشه کرد در دل آزاد مردان ریشه کرد شعر دهقان در نظر افسانه نیست مرغ حق در فکر آب و دانه نیست چند دو بیتی توئی لیلی و من بیچاره مجنون روم از عشق تو در کوه و هامون روم از عشق تو صحرا گزینم چنان گریم که از چشم آیدم خون

  منم دهقان و دهقان زاده ام من به چنگال ستم افتاده ام من ز بدبختی مرا کس نیست یاور به جور و ظلم سر بنهاده ام من   چه بودی گر قلندری می شدم من به پای قصر دلبر می شدم من علی گویان بگیرم دامنش را به پایش همچو قنبر می شدم من   ادامه دارد ... ره آورد - ۷۲ پی نوشتها ۱ - تذکره تحفه سامی ـ تألیف سام میرزا صفوی - تصحیح و مقدمه از رکن الدین همایون فرخ - انتشارات علمی تهران بی تاریخ - صفحه ۲۹۳. تذکره روز روشن - تأليف: مولوی محمد مظفر حسن صبا به تصحیح محمد حسین رکن زاده - آدمیت - تهران - انتشارات: کتابخانه رازی - ۱۳۴۳ شمسی همان مأخذ رديف يك، صفحه ۲۹۴. ۴ تذکره منتخب الطايف - تأليف: رحم علیخان ایمان - مقدمه دکتر چاپ تابان - ۱۳۴۹ هـ . ش کیلان کوچکترین شهر جمعیتی استان تهران داود لاسمی اشاره کیلان کوچکترین شهر استان تهران مقاله ای است که دبیر سخت کوش دبیرستانهای کیلان آقای داود لاسمی آن را به رشته تحریر در آورده است. این مقاله در دو قسمت عرضه خواهد شد. قسمت اول موقعیت جغرافیایی زمین شناسی و تاریخی و بخش دوم ویژگی های انسانی و اقتصادی منطقه و نظراتی راهگشا برای حل مشکلات مردم این سامان معرفی کیلان بعنوان اولین منطقه از توابع دماوند به خاطر قدمت تاریخی و سابقه طولانی فرهنگی این شهر است. بدین امید که فرزندان نواحی دیگر منطقه دماوند دست به قلم برده و با همتی بلند گذشته فرهنگی و تاریخی خود را جاودان سازند. موقعیت جغرافیایی در جنوب شرقی دماوند و در فاصله هشتادو شش کیلومتری شرق تهران بین سلسله جبال البرز و رشته کوه قره آغاج که خود جنوبی ترین رشته کوه البرز است. کیلان کوچکترین و محرومترین شهر استان تهران واقع است. ویژگیهای طبیعی کیلان از نظر طبیعی و توپوگرافی (۱) منطقه ای است کوهستانی با پستی و بلندی های زیاد که درست در داخل يك دره نسبتاً بزرگ به عرض تقریباً دو کیلومتر در طول رودخانه کیلان (۲) در مسافتی به طول دوازده کیلومتر گسترش یافته است. بطوریکه از طرف شمال و غرب دره های متعدد در کنار این رودخانه قرار گرفته و بهمین جهت جاده کیلان - ایوانکی که جاده فیروز کوه را به ایوانکی متصل می کند دارای پیچ و خم بسیاری است. این منطقه با تمام پستی ها و بلندیهای زیبا و دیدنی و آب و هوای معتدل و مناظر دلفریب خصوصاً در بهار و تابستان در صورت برخورداری از امکانات لازم و توجه مسئولین می تواند به يك قطب سیاحتی تبدیل شده و پذیرای مشتاقان زیادی باشد. ساختمان زمین شناسی شواهد موجود در سنگهایی که در منطقه وجود دارد، حاکی از این مطلب است که با شروع ره آورد ۷۳ دوران سنوزوئيك (۴) این ناحیه نیز به همراه بخش وسیعی از کشور ما به تدریج به زیر آب فرو رفته است. سنگهای سبز رنگ آتشفشانی - رسوبی خاص که نشانه فعالیت آتشفشانهای زیر دریایی عصر آئوسن» می باشد به مقدار زیادی در این ناحیه مشاهده می شود، قسمت عمده این سنگها در اثر تجزیه به رگه ها و توده های معدنی انبوهی در رنگها و دانه بندی های مختلف تبدیل شده است که در گویش محلی «دویه و در اصطلاح علمی بنتونیت Bentonit نامیده می شود. قدیمی ترین سنگهای شناخته شده در کیلان ماسه سنگهای قرمز رنگ دوره کرتاسه از دوران مزوزوئيك است که بیشتر در شمال غربی منطقه یافت می شود. رشته کوه قره آغاج که در سرتاسر غرب و جنوب کیلان گسترش دارد و در اثر چین خوردگی آلپ - هیمالا یا همزمان با سلسله جبال البرز و زاگرس در اواخر دوره ترشیاری بوجود آمده است، همچنین وجود توده های آذرین در بعضی از نقاط این رشته کوه مانند طاق سرا و تنگه سازان نشانه فعالیت های آتشفشانی در این منطقه در اواخر دوره ترشیاری» است. در طی دوره کوارترنری ارتفاعات تحت تأثير عوامل فرسایش قرار گرفته و در نتیجه مخروطه افکنه های بزرگی در دامنه ها از جمله در کیلان بوجود آمده است. این توده های رسوبی که به تشکیلات هزار دره (۶) معروف است در اثر فرسایش مجدد به تدریج به شکل رشته کوههایی با دره ها و بریدگی های زیادی درآمده است. سراسر شرق کیلان پوشیده از اینگونه تشکیلات است. بهرحال کیلان از نظر تحولات زمین شناسی مناظر جالبی دارد و دارای پدیده های زمین شناسی قابل مشاهده و مطالعه بسیار است و می تواند بعنوان يك موزه طبیعی مورد استفاده محققین و بازدید علمی استادان و دانشجویان قرار گیرد و جالب اینکه قسمت عمده پدیده های زمین را می توان در طول جاده کیلان تا ایوانکی به خوبی مشاهده و مطالعه کرد. زلزله و پیامدهای آن با توجه به اینکه ایران در منطقه زلزله خیزی قرار دارد که از جزیره سیسیل ایتالیا تا جنوب شرقی آسیا گسترده است و از آنجا که چین خوردگی های جوان از مناطق بسیار فعال زمین هستند و مرتب دچار امواج زلزله می شوند. می توان گفت که کیلان با توجه به ساختمان ره آورد - ۷۴ زمین شناسی خود روى يك خط زلزله و بین دو چین خوردگی جوان یعنی البرز و رشته کوه جنوبی آن قره آغاج قرار دارد. منطقه ای زلزله خیز محسوب می شود اما از آنجا که کیلان منطقه ای کوهستانی است تاکنون امواج زلزله خسارت های جانی و مالی به همراه نداشته است - اگرچه زلزله هایی با قدرت زیاد می تواند بسیار خطر آفرین باشد. آب و هوا کیلان دارای آب و هوای کوهستانی معتدل است میزان بارندگی سالانه در این منطقه به ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلی متر می رسد و از بارندگی فراوان در ماههای سرد سال برخوردار است. بارندگی بیشتر در پائیز زمستان و اوایل بهار صورت می گیرد. دوره فصل نسبتاً گرم و خشك حدود چهار ماه طول می کشد، بهرحال کیلان زمستانی سرد و تابستانی معتدل دارد و یکی از خوش آب و هواترين مناطق نزديك تهران است. در برخی از تابستانها ریزش رگبارهای تند باعث حرکت سیلاب می شود که در سالیان اخیر به علت ریشه کن نشدن بوته های نواحی کوهستانی از میزان حرکت سیلابها به شدت کاسته شده است. با توجه به میزان بارندگی سالانه می توان تمام کوه های منطقه را به جنگل و فضای سبز تبدیل کرده و بدین وسیله از حرکت سیلابها و فرسایش خاك بكلي جلوگیری نموده و از آلودگی هوا جلوگیری کرد. پیشینه تاریخی کیلان بر اساس کاوش های هیئت باستانشناسی مرکز میراث فرهنگی استان تهران محوطه ای از دوران سنگی متعلق به ۱۴ تا ۱۸ هزار سال قبل در منطقه کیلان دماوند کشف و شناسایی شده به گزارش این هیئت طي يك گمانه آزمایشی قطعاتی از ابزار سنگی در محوطه کهن سنگی قلعه عسگر واقع در کیلان دماوند از داخل خاك بيرون کشیده شده این ابزار سنگی که از سطحی برابر ۲۵ متر مربع در لایه ای به عمق ۴۰ سانتی متر بدست آمده از اهمیت ویژه ای برخوردار است. ابعاد کوچک این ابزار نشانه ای از حیات پیشرفته ساکنان این منطقه در دوران سنگ است. در این کاوش همچنین نمونه هایی از سنگهای بسیدین بدست آمده است که از نظر شناسایی منابع اصلی بسیار مهم تلقی می شود. لازم به ذکر است که از دیدگاه تاریخ گذاری محوطه شناسایی شده متعلق به دوره ای است کیلان از نظر تحولات زمین شناسی مناظر جالبی دارد و می تواند بعنوان يك موزه طبیعی مورد استفاده محققین و بازدید علمی استادان و دانشجویان قرار گیرد. که باستانشناسان از آن بعنوان بالاترین لایه کهن سنگی زیرین یاد می کنند. براساس این گزارش از عمده ترین کشفیات این محوطه وجود اجاق هایی است که مورد استفاده انسانهای دوران سنگ قرار می گرفت این محل در واقع بصورت اسکان موقت برای جمع آوری غذا و شکار مورد استفاده قرار می گرفته است. (۷) بر اساس مطالعاتی که تاکنون در سطح استان تهران انجام گرفته کهن ترین نشانه از حضور انسان در کیلان دماوند پیدا شده است که سابقه آن به ۱۴۰۰۰ سال قبل می رسد. انسان در اینجا غار نشین بوده و در مرحله گردآوری غذا و شکار بسر برده است. (۸) غارها و زاغه های متعددی که در نقاط مختلف کیلان از جمله در مناطق پشته بند و بر نهشت Bernenehesht و اطراف قلعه های عسگر» و «حصارك» از عهد باستان باقی مانده است خود حکایت از حضور انسان از گذشته ای بسیار دور در این ناحیه دارد. بطوریکه از تاریخ ماد نوشته ام دیا کونوف و کتابهای تاریخی معتبر دیگر برمی آید یکی از مناطق مهم قلمرو ماد ناحیه شمالی دشت کویر تا قسمتی از دامنه های جنوبی البرز است که با توجه به شواهد موجود در محل کیلان از مراکز بسیار حساس و مهم دولت ماد در این ناحیه بوده است. مادها درهائی بر ارتفاعات و صخره های طبیعی و پاکوهی و به خاکریزها و تپه های مصنوعی بنا می کردند این درها ممکن بود بصورت محل دائمی و یا پناهگاههای موقتی باشند که به هنگام ضرورت به درون آن پناه می بردند. قلعه های باستانی متعدد موجود در کیلان مانند قلعه زرآباد»، «قلعه ساران»، قلعه «مزدك»، قلعه عسگر»، «قلعه حصارك»، «قلعه سپید»، قلعه دیو»، «قلعه فاجان»، «قلعه پیرزن»، «قلعه وادان»، «قلعه گیو» در کوهان بدون شک از قلعه هایی می باشند که در طی دوران حکومت مادها در قرون نهم تا هفتم قبل از میلاد در کیلان بر روی تپه ها بنا شده اند، این قلعه ها در طی دوره اول جنگهای آشور و ماد و سلطه آشور بر قسمت عمده قلمرو ماد بکلی ویران شده است. پیشینه تاریخی کیلان به ۱۴ تا ۱۸ هزار سال قبل برمی گردد. نام قدیمی کیلان کیان بوده که بعدها به دره سپید و سپس به نام کیلان تغییر یافته است. بررسی های تاریخی نشان می دهد که کیلان از نظر پیشینه تاریخی باری همزمان بوده و حتی قدیمی تر از آن است. نام کیلان آنگونه که از باورهای مردم این ناحیه استنباط می شود نام قدیمی کیلان کیان بوده و کیلان و ایوانکی به ترتیب پایتخت های تابستانی و زمستانی سلسله اساطیری کیان بوده است. بعدها این منطقه به علت وجود قلعه ای بنام قلعه سپید در این ناحیه به در سپید و آنگاه با توجه به نام قدیمی آن کیان» به کیلان شهرت یافته است. کیلان در گنج نامه های قدیمی به ده سفید» معروف است که در واقع همان در سپید است. لهجه مردم کیلان مردم کیلان در عهد باستان به زبان فرس قدیم پهلوی سخن می گفتند و هم اکنون كلمات زیادی از آن زبان در گویش محلى كيلان وجود دارد مانند واژه های برف» و «سرو که اکنون نیز مردم کیلان آن را مانند واژه های عصر باستان ورف» و «ورس تلفظ می کنند. زبان محلی کیلان سرشار از اصطلاحات و ضرب المثل های زیادی است که حکایت از فرهنگی غنی و با سابقه دارد. چنانکه مردم این ناحیه هنگام محاورات روزمره مقصود خود را بیشتر با ضرب المثل های شیرین و اصطلاحات جالبی که بکار می برند بیان می کنند. مذهب و آئین مردم کیلان مردم کیلان مانند اکثر مردم مناطق مجاور تا قبل از اسلام آئین زرتشت و از کتاب اوستا پیروی می کردند که گورستانهای متعدد زرتشتیان در قسمتهای مختلف این ناحیه گواه بر این ادعاست. با ظهور اسلام و حمله اعراب به ایران گرایش ایرانیان به اسلام سه تن از افراد مسلمان آن روزگار یکی به عنوان پرچمدار نور و هدایت دیگری به عنوان مظهر قدرت و پایگاهی مطمئن و استوار و سومی به عنوان پیام اور شرف کرامت و بزرگواری اسلام با شعارهای عدالت مساوات و اخوت از سرزمین اسمانی حجاز به کیلان روی آوردند و مردم کیلان را به اسلام فراخواندند، در اثر تبلیغات این سه نفر که شمس الدين عماد الدین و شرف الدین نام داشتند مردم کیلان به اسلام روی آورده و یکپارچه مسلمان شدند. با گذشت زمان افراد وابسته به شمس الدین طایفه ای به نام شمسی وابستگان و اطرافیان عماد الدین طایفه ای به نام «عمادین» و بازماندگان شرف الدین قبیله ای به نام «شرف الدین و بقیه افراد ساکن در این ناحیه طایفه ای به نام رعیت طایفه را بوجود آوردند و بدین سان طایفه های چهارگانه در کیلان شکل گرفت، هر طایفه ای برای خود مسجدی جداگانه و حمامی مجزا بنا کرده و خانه های افراد هر طایفه گرداگرد مساجد و حمام آنان بنا شد. ولی در عین حال همه افراد ساکن در کیلان بدون کوچکترین اختلافی با هم به زندگی مسالمت آمیز در طول زمان ادامه دادند. با به قدرت رسیدن آل بویه و رایج شدن مراسم عزاداری سالار شهیدان در ایران، حسینیه کوچکی در کیلان بنا می شود که تاکنون سه بار بنای آن تجدید شده است و بنای فعلی آن در سه طبقه چندین سال است در دست احداث است. مسجد جامع کیلان مسجد جامع کیلان در دوره حکومت صفویه (۴۰۰ الی ۴۵۰ سال قبل ساخته شده است بنای این مسجد باعث یکپارچگی و وحدت بیشتر مردم شد. نمای داخلی این مسجد از نظر معماری بسیار قابل توجه است، سردر ورودی مسجد و محراب آن گچ برهای چشم نواز و زیبایی دارد. در داخل این مسجد ۱۵ ستون قطور بنام فیل پایه وجود دارد که به ارزش و اعتبار این مسجد افزوده است. نمای خارجی و طاق آن بسیار فرسوده شده است که لازم است به سبکی متناسب با نمای داخلی مسجد و زمان ساخت آن بازسازی شود، این مهم تلاش مردم و همت سازمان میراث فرهنگی را می طلبد. ادامه دارد. پی نویس ها (۱) تو پوگرافی به معنای ناهمواری و پستی و بلندی می باشد. (۲) رودخانه کیلان به گچ رود کیان رود کیلان رود و جمع آبرود نیز معروف است. (۳) فیلم سینمایی دره هزار فانوس که در کیلان تهیه شده و به زودی بر روی پرده سینما می آید و در آینده به صورت سریال تلویزیونی از شبکه دوم سیما پخش خواهد شد. قسمت هائی از مناظر بسیار زیبای کیلان در معرض دید عموم قرار خواهد داد. (۴) براساس جدول مقیاس زمان عمر زمین به چهار دوران به ترتیب زیر تقسیم می شود. الف دوران پر کامبرین (Percambrian ۵) که قدیمی ترین دوران عمر زمین است که اطلاع زیادی از وضع زمین در طول این مدت در دسترس نیست. این دوران به دو دوره کوچکتر یعنی دوره های آرکئوزوئيك» و «پروتر وزونيك تقسیم می شود. ب دوران پالتوزوئيك يا دوران حيات قدیمی که رسوبات قطور و فسیلهای فراوان آن را در اغلب نقاط زمین می توان یافت. این دوران به دوره های کامبرین»، «اردوویسین»، «سیلورین» رونین»، «اوكربونیقر» و «پرمین تقسیم می شود. ج دوران مزوزوئيك يا دوران حیات میانی که به سه دوره تریاس ژوراسيك و كرتاسه تقسیم می شود. د. دوران سنوزوئيك يا دوران حيات جدید این دوران فاصله زمانی ۶۵ میلیون سال اخیر را در بر می گیرد و در طول آن وضع زمین به آنچه که امروز می بینیم در آمده است این دوران به دو دوره ترشیاری» و «کواترنری تقسیم می شود. دوران ترشیاری شامل تقسیمات کوچکتری است که به ترتیب عبارتند از: پالنومسن، آئوسن، الیگوسن میوسن و پلیوسن دوره کواترنری نیز به دو عهد «پلیستوسن» و عصر حاضر تقسیم می گردد. (۵) مخروطه افکنه رودخانه ها در محل ورود به دشت یا جلگه قسمت عمده موادی را که به همراه دارند در پای کوه به صورت مخروط رسوب می دهند که به آن در اصطلاح زمین شناسی مخروط افکنه گفته می شود. مخروط افکنه پدیده ای موقتی است و پس از مدتی آب شیارهای تازه ای در آن پدید می آورد. (۶) تشکیلات هزار دره شامل توده های آبرفتی انبوهی است که در دوره کواترنری در اثر تخریب ارتفاعات تحت تأثير عوامل فرسایش بصورت مخروط های پایکوهی درآمده است و سپس در اثر فرسایش دوباره ظاهراً بصورت رشته کوههایی با دره ها و بریدگیهای زیاد تبدیل شده است و چون اینگونه تشکیلات ابتدا در محل هزار دره مورد مطالعه قرار گرفته است به تشکیلات هزار دره معروف است. (۷) روزنامه اطلاعات ۱۳۶۹۸۷ . (۸) جغرافیای استان تهران دوره متوسطه. منابع: (۱) تاریخ ماد نوشته ام. دیاکونوف ترجمه کریم کشاورز (۲) فصلنامه رشد آموزش جغرافیا بهار ۱۳۶۷ . (۳) جغرافیای استان تهران دوره متوسطه . (۴) زمین شناسی سال چهارم تجربی (۵) زمین شناسی سال سوم تجربی. تذكر مأخذ برخی از مطالب موجود نکاتی است که نسل به نسل و سینه به سینه و به صورت متواتر در بین مردم منطقه معروف و مشهود است. که تمام آنها یا اسناد و مدارك موجود نیز هماهنگی و مطابقت دارد. ره آورد ۷۵