شماره 1: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱٬۱۷۱: | خط ۱٬۱۷۱: | ||
(۶) اشعار مذکور در کتاب از دیوان لثالی دماوندی | (۶) اشعار مذکور در کتاب از دیوان لثالی دماوندی | ||
اقتباس شده است.<br> | اقتباس شده است.<br> | ||
== شاعران دماوند == | |||
=== نورس دماوندی پیشتاز بازگشت به شیوه شاعران قدیم === | |||
===== تولد تا وفات ===== | |||
محمد حسین نورس دماوندی از خوشنویسان و شاعران | |||
شوریده حال قرن یازدهم و اوایل قرن دوازدهم هجری قمری | |||
است.<br> | |||
از تاریخ تولد و نیز خانواده و چگونگی رشد و نمو وی در | |||
دماوند اطلاع چندانی در دست نیست.<br> | |||
از تذکره هایی که به ذکر احوال شاعران پرداخته اند، زندگی | |||
وی را از اینجا یاد کرده اند که محمد حسین از زادگاهش دماوند در جوانی به اصفهان رفت، صائب تبریزی را مراد خود یافت و صائب نیز او را مناسب حال خود بدین سبب به تربیت و تعلیم وی پرداخت و وی را به | |||
ملازمت و همراهی محمد زمان خان توصیه نمود. نورس همراهی و مصاحبت وی را قبول کرد، لیکن چندان در این راه نپایید. | |||
شيخ محمد علی حزين او را در تذکره خود بدینگونه معرفی | |||
کرده است:<br> | |||
نورس دماوندی، محمدحسین نام داشت. خط نستعلیق | |||
نیکو می نوشت خاصه هرگاه قلمش اندکی خفی بود. به شاعری | |||
مشهور بود و عمری به آن پیشه مغرور و از اماثل خود کمی | |||
نداشت. میرنجات شاعر درباره وی گفته است:<br> | |||
شاعران وی را خوشنویس می دانند و خوشنویسان او را | |||
شاعر در اصفهان زندگی کرده و در همانجا وفات یافت، سال | |||
وفات او را ذکر نکرده اند ولی تا سال ۱۱۰۵ می زیسته است که | |||
تاریخ ذیل برخی از اشعار او گواه است.<br> | |||
===== شعر نورس ===== | |||
نورس شاعری سخن سنج و قافیه پرداز بوده که گاه عباراتی | |||
ظریف و ترکیباتی بدیع در اشعار خود آورده که حکایت از طبع | |||
لطیف و ذوق سلیم و نازک خیالی وی دارد.<br> | |||
نکته ای که ذکر آن درباره نورس مهم است اینکه:<br> | |||
'''وی برخلاف بسیاری از معاصران خود تمایلی شدید به بازگشت به شیوه شاعران (۱) قدیم نشان داده است چه در قصیده و چه در غزل به نحوی که باید او را در این راه بازگشت از جمله پیشتازان شمرد. اگرچه او در آغاز راه است ولی نقش وی در این بازگشت انکار نشدنی است. نقشی که در کتابهای تاریخ ادبیات کمتر بدان پرداخته شده است.'''<br> | |||
===== ديوان اشعار ===== | |||
اشعار وی بیشتر در قالب های قصیده، غزل ترکیب بند، مثنوی کوتاه، قطعه و رباعی است که متجاوز از ۳۵۰۰ بیت است.<br> | |||
قسمتی از دیوان وی نیز به نام مطالع» و «متفرقات» و «منشآت» | |||
می باشد.<br> | |||
قصیده هایش در ستایش ائمه اطهار عليهم السلام و برخی از | |||
امرای زمان خود بوده است.<br> | |||
در لابلای قطعاتش بعضی قطعه های تاریخ دار مربوط به | |||
سالهای ۱۰۸۴ و ۱۱۰۵ هـ .ق. دیده می شود.<br> | |||
در میان مثنوی هایش یکی قضا و قدر و دیگری حاتمیه نام دارد. | |||
در قسمت متفرقات از دیوانش چند قطعه نثر هم هست که نخستین آنها به مرآت الجمال صائب مربوط می شود که منتخبی از دیوان اوست.<br> | |||
در کتابخانه موزه بریتانیا به شماره 3644 .or» نگهداری می شود. (۲)<br> | |||
===== نورس خطاطی خوش قلم ===== | |||
چنانکه گفتیم علاوه بر شاعری خط نستعلیق را در غایت | |||
زیبایی و چشم نوازی می نوشت لذا در کتبی که مربوط به احوال | |||
خوشنویسان و هنرمندان است نام وی نیز مسطور است. علاوه بر | |||
دیوان سه هزار و پانصد بیتی نورس که به خط خودش نوشته شده | |||
است، سه نمونه خط دیگر نیز از وی در دست است.<br> | |||
* یک نسخه قرآن مجید با قلم نستعلیق کتابت خوش با رقم و | |||
تاریخ که در کتابخانه ملی تهران موجود است. | |||
* یک نسخه نیز تذکره شاه طهماسب صفوی است به قلم نیم | |||
دودانگ متوسط، در همان کتابخانه است. | |||
* مرقعی دیگر به قلم دو دانگ و کتابت متوسط از وی موجود | |||
است که مربوط به سال ۱۰۸۸ هـ . ق. می شود. (۳)<br> | |||
و اینک دو نمونه از غزلیات زیبا و حکمت آموز او را با هم می خوانیم:<br> | |||
'''جلوه ده در جام می ساقی عذار ساده را'''<br> | |||
'''بیخود از کیفیت دیدار خود کن باده را'''<br> | |||
'''پنجه خورشید سازد خشت بالین زیر خاک'''<br> | |||
'''هر که دست از مهر گیرد مردم افتاده را'''<br> | |||
'''دست تاراج خزان کوتاه از سروسهی است'''<br> | |||
'''شد تهیدستی حصار عافیت آزرده را'''<br> | |||
'''بی حضور اوقات خود را صرف کردن ابلهی است'''<br> | |||
'''زندگی چون مرگ باشد تن به غفلت داده را'''<br> | |||
'''از برای سجده اش در قبله افتادگی'''<br> | |||
'''بر زمین هر نقش پا محراب باشد جاده را'''<br> | |||
'''گلشنش گلخن، بهارش دی، بهشتش دوزخست'''<br> | |||
'''نورس از یار و دیار خویش دور افتاده را'''<br> | |||
'''***'''<br> | |||
'''تا به به لب بحر از سرشکم اخگر تبخاله داشت'''<br> | |||
'''حلقه گرداب رقص شعلهی جواله داشت'''<br> | |||
'''از هجوم نرگس آن نوبهار سرو گل'''<br> | |||
'''اشک در مژگان، گره چشم چمن از ژاله داشت'''<br> | |||
'''در غم عشق تو از خونا به نوشان چمن'''<br> | |||
'''شاخ گل زخم نمایان داغ سودا لاله داشت'''<br> | |||
'''امشب از اقبال مستی خال هندوی لبت'''<br> | |||
'''در شکر زار تبسم خطه بنگاله داشت'''<br> | |||
'''بی تو شب در پرده تأثیر افغان دلم'''<br> | |||
'''چون جرس فانوس شمع محفل من ناله داشت'''<br> | |||
'''اشکم از مرگان چه کرد آن سرمه سا نرگس روان'''<br> | |||
'''چشم تا می کرد کار این کاروان دنباله داشت'''<br> | |||
'''نورس امشب بر سپهر دلبری در موج نور'''<br> | |||
'''ماه او از حلقه های زلف مشکین هاله داشت.'''<br> | |||
===== پاورقی ها ===== | |||
(۱) با روی کار آمدن سلسله صفویه در قرن دهم و گرایش آنان به تشیع و نیز عوامل و موجبات دیگری که جای بحث آن در اینجا نیست، شعر فارسی - چنانکه شاید و باید - در همه انواع و قالب های معمول رشد نکرد و بیشتر به سمت مرثیه سرایی و مدیحه گویی ائمه دین سلام الله علیهم اجمعین کشانیده شد و به همین خاطر بیشتر شاعران خوش ذوق و مثنوی ساز و غزلسرا و داستان پرداز ایرانی از دربار صفوی دوری جستند و برای گذران زندگی به دربارهای پادشاهان هندروی آوردند. <br> | |||
این توجه به هند به حدی بود که بعضی از شاعران از آن بعنوان مضمونی برای بیان کثرت استفاده کرده اند.<br> | |||
مانند صائب در این بیت:<br> | |||
همچو عزم سفر هند که در هر دل هست<br> | |||
رقص سودای تو در هیچ سری نیست که نیست<br> | |||
استقبال بی نظیر پادشاهان هند و رفت و آمد شاعران سخن پرداز باعث شد که شیوه ای پا به عرصه ادبیات فارسی گذارد که از آن به سبک هندی طرز تازه یا سبک اصفهانی نام می برند.<br> | |||
از ویژگیهای این سبک پیچیدگی الفاظ و معانی، خیالپردازی و نازک اندیشی، ایجاد و اختصار كثرت تشبيهات و استعارات و کنایات و تمثیلات و ترکیب سازی و لفظ تراشی و ایهام ... می باشد. شاعران بزرگی در این شیوه به سرودن پرداخته انـد کـه سـرآمد همه آنها شاعر خیال پردازو نکته ساز، صائب تبریزی است که محمدحسین نورس دماوندی از شاگردان ممتاز اوست.<br> | |||
در نیمه دوم قرن دوازدهم هجری برخی از شاعران مانند صهبای دماوندی (قمی) آذر بیگدلی هاتف اصفهانی، و صباحی بیگدلی، مخالفت با شیوه و سبک هندی پرداخته و آنرا خلاف فصاحت و به دور از بلاغت دانستند و به نهضت بازگشت به شیوه شاعران قدیم اوج و حرکت بخشیدند. اگرچه اشعار آنان نیز بسیار متأثر و مشحون از عبارات و ترکیباتی به سبک هندی است.<br> | |||
نکته قابل ذکر اینکه نورس دماوندی» از شاعران دوره اوّل بازگشت است و حتی با سابقه ای بیشتر از شعرای دوره اول، آهنگ مخالفت با سبک هندی و بازگشت به شیوه ادبی قدیم را ساز کرده است. <br> | |||
و از همین روست که مؤلف محترم تاریخ ادبیات ایران وی را از پیشتازان بازگشت به شیوه ادبی شاعران قدیم می شمارد. برای استفاده بیشتر ر.ک. پژوهشی در سبک | |||
هندی و دوره بازگشت ادبی نوشته احمد خاتمی).<br> | |||
(۲) تاریخ ادبیات ایران ج ۵/۲ ۱۳۳۰-۱۳۳۳.<br> | |||
(۳) احوال و آثار خوشنویسان ۷۰۸/۳<br> | |||
نیز برای آگاهی و اطلاع بیشتر به تذکره های حزینی، روز روشن و نصر آبادی رجوع کنید. | |||