شماره 1: تفاوت میان نسخهها
صفحهای تازه حاوی «فصنامه شماره 1 سال اول زمستان 1372 قیمت 80 تومان == سخن اول == به نام چاشنی بخش زبانها <br> حلاوت بخش معنی در بیانها<br> '''چرا ره آورد'''<br> هدیه ای را که چون شخصی از سفری بیاید برای دوستان و خویشان بیاورد ره آورد گفته اند.<br> ما نیز بدین آرزو این دفتر ر...» ایجاد کرد |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۲۶۱: | خط ۲۶۱: | ||
اما مشهور آنست که سلیمان در کوفه متولد شده است. (۱) <br> | اما مشهور آنست که سلیمان در کوفه متولد شده است. (۱) <br> | ||
در چگونگی هجرت پدر و مادرش به کوفه گفته اند: آنان را از دماوند که آن ایام از ولایت طبرستان مازندران بود به اسارت به کوفه در آوردند. در کوفه مردی از طایفه بنی کاهل از قبیله بنی اسد که از قبائل معروف کوفه بود آنان را خریداری کرده | در چگونگی هجرت پدر و مادرش به کوفه گفته اند: آنان را از دماوند که آن ایام از ولایت طبرستان مازندران بود به اسارت به کوفه در آوردند. در کوفه مردی از طایفه بنی کاهل از قبیله بنی اسد که از قبائل معروف کوفه بود آنان را خریداری کرده پس آزاد می نماید. <br> | ||
از این پس آنان در قبیله بنی اسد ساکنند و بدین جهت است که نام سلیمان کتابهای رجال و تراجم به عنوان سليمان بن مهران اسدی کاهلی کوفی آمده است. (۲)<br> | |||
در برخی تواریخ نقل شده است که مهران پدر وی در حادثه کربلا حضور | |||
شته، اما از اینکه در آن روز چه نقشی را ایفا کرده، سخنی به میان نیامده است. (۳)<br> | |||
اگرچه سلیمان بن مهران سفرهایی به برخی از بلاد از جمله مکه و مدینه داشته، اما نشو و نما و مدت طولانی از عمر او در کوفه سپری گشته است.<br> | |||
اعمش پس از ۸۷ سال زندگی پر برکت و آمیخته با تلاش علمی در | |||
پانزدهم ربیع الاول سال ۱۴۸ هـ ق. (سال شهادت امام صادق (ع) چشم از جهان فروبست و در شهر کوفه مدفون گردید. <br> | |||
وی همعصر برخی از خلفای اموی و عباسی از جمله هشام بن عبدالملک و | |||
منصور دوانیقی بود. | |||
نام اعمش از کجا؟ | |||
در كتب لغت واژه اعمش را چنین تعریف کرده اند: | |||
اعمش کسی راگویند که به سبب بیماری مزمن آب از چشم او جاری باشد | |||
نیک نتواند ببیند. (۵) | |||
در ادبیات فارسی اشعاری یافت می شود که اشعار بدین معنا دارد، از جمله | |||
او را به نام سلیمان بن مهران دنباوندی یا دماوندی نیز خوانده اند. (۶)<br> | |||
از تبش گشته عذارش همچو چشم اعمشان<br> | |||
وز عطش گشته مسیلش چون گلوی اهرمن<br> | |||
منوچهری<br> | |||
نرگس چشم حماری همچو جان<br> | |||
آخر اعمش بین و آب از وی چکان<br> | |||
مولوی<br> | |||
چون سلیمان بن مهران همواره در طول عمر از ضعف بینایی رنج می برد و | |||
آب از چشم وی روان بود به اعمش موصوف گشت و سرانجام در اواخر | |||
عمر خویش نیز نابینا شد (۷).<br> | |||
===== مقام و مرتبه علمی اعمش ===== | |||
کمتر دانشمندی از اصحاب حدیث و علوم قرآن و تفسیر است که با نام سلیمان بن مهران آشنا نباشد و عظمت مقام و منزلت والای علمی آن دانشمند بزرگ مرتبه را نشناسد.<br> | |||
تعابير بلند و عبارات رسایی که در كتب رجال و تراجم در ذیل نام وی آمده | |||
است، حکایت از شان و مرتبه والای علمی او دارد.<br> | |||
او را سرآمد اقران و همگنان خود در دانشهای مفید و دانا به علوم قرآن و | |||
حديث و فقه دانسته اند (۸) تا آنجا که وی را اعقل الناس علامة الاسلام»، «شيخ الاسلام»، «شيخ المقدئين»، «شيخ المحدثين»، «امام القراء»، نامیده اند. <br> | |||
بزرگی از دانشمندان گفته است: دانشمندی مانند اعمش تا کنون نیامده | |||
است. (۹)<br> | |||
درخشش اعمش در علوم اسلامی بیشتر در علوم حدیث»، «قرآن» و پس از | |||
ایند و علم در فقه بوده است.<br> | |||
===== الف - در حدیث ===== | |||
سنت دومین منبع از منابع در شناخت معارف نورانی اسلام است که در | |||
گفتار و رفتار معصومین سلام الله عليهم اجمعین تجلی یافته است. | |||
دانشمندان علوم اسلامی، بویژه فقیهان و مجتهدان بزرگ از ابتداء ظهور | |||
اسلام تا کنون برای استنباط احکام شرعی، بعد از قرآن مجید که اولین و | |||
مهمترین منبع برای شناخت معارف اسلامی است به احادیث معصومین (ع) مراجعه می کنند و با کنکاش و دقت در سند و مفاد و مضامین روايات؛ حكم شرعی را از آن استخراج کرده و به عنوان فتوا به مردم و مقلدین خود ارائه می دهند.<br> | |||
از جمله مطالب مهمی که یک روایت را نزد مجتهد معتبر و مقبول می سازد | |||
این است که راویان آن باید افرادی راستگو پرهیزگار خوش بیان دارای | |||
حافظه ای قوی .... باشند و چنانچه در یک روایت، تنها یک راوی ضعیف | |||
وجود داشته باشد، آنرا معتبر نمی دانند. | |||
{مگر به دلائلی که در علم اصول فقه بیان | |||
شده است}.<br> | |||
از جمله این راویان بزرگ که اکثر قریب به اتفاق دانشمندان علم الحديث و | |||
رجال وی را ستوده اند «اعمش» می باشد که به فصاحت و حافظه قوی و | |||
دقت در نقل اخبار صحیح معروف است.<br> | |||
اعمش را دقیقترین مردم و راستگوترین آنان در حفظ حدیث دانسته اند. (۱۰) او را بزرگترین محدث کوفه در زمان خویش و فردی در غایت و ثاقت برشمرده اند. (۱۱)<br> | |||
عموم دانشمندان شیعه و سنی از وی تجلیل کرده و به روایت او به دیده قبول نگریسته اند. بسیاری از روایاتی که از وی نقل شده در ستایش امیرالمؤمنين عليه السلام بوده است، تا آنجا که به گفته خود | |||
اعمش در ملاقات با منصور دوانیقی به روایت ده هزار حدیث در مناقب | |||
علی (ع) اذعان کرده است.<br> | |||
ابن مجاهد، یکی از دانشمندان بزرگ شیعه، شاگردان و دوستان خود را توصیه می کرد همواره با اعمش در رفت و آمد و مباحثه علمی باشند تا بیشتر از خرمن علم او خوشه برچینند. (۱۲) <br> | |||
آلوسی، اعمش را صاحب کتاب بزرگی در مناقب حضرت علی (ع) می داند که در آن از فضائل آن امام همام سخن به میان آورده است. (۱۳) | |||
===== استادان و مشایخ اعمش در حدیث ===== | |||
معمولاً هر یک از روایات احادیث طریقی را برای خود بر می گزینند که در | |||
ن طریق از تعدادی از راویان مشهور و معروف قبل از خود روایات می کنند | |||
سلسله این مشایخ با چند واسطه به امام معصوم یا پیامبر گرامی اسلام (علیهم السلام) می رسد.<br> | |||
مشایخ اعمش صدها نفر هستند که در برخی از کتابها نام ۱۰۶ نفر از آنان آمده است از جمله: | |||
'''انس بن مالک، زید بن وهب، ابراهیم بن مالک اشتر نخعی، سعيد بن جبير، ابن مجاهد زربن حبيش، عبدالرحمن بن ابي ليلى، کمیل بن زیاد نخعی، وليد بن عبادة بن صامت، تميم بن سلمة، محمد بن عبدالرحمن بن يزيد نخعی، اسماعیل بن رجا، حبیب بن ابی ثابت يحيى بن وثاب''' (۱۴)، و...<br> | |||
کسانی که از اعمش روایت | |||
کرده اند: | |||
'''ابواسحاق السبيعي، عاصم بن ابی النجود (معروفترین قاریان هفتگانه)، زید بن اسلم، صفوان بن سليم، سهيل بن ابی صالح، ابـان بـن تغلب و ابن ابی عمیر هر دو از خواص اصحاب امام صادق (ع)) اسماعیل بن ابی خالد، ابو حنیفه، ابن اسحاق سفیان ثوری حفص بن غیاث''' (۱۵) و ...<br> | |||
===== ب - در علوم قرآن «علم قرائت» ===== | |||
علم قرائت از شریفترین شعبه های | |||
علوم قرآن است که از زمان رسول | |||
اکرم (ص) اهمیت ویژه ای به آن داده | |||
شده است.<br> | |||
بعد از رحلت پیامبر اکرم (ص) قرائتها | |||
دستخوش اختلاف گشت، آنچنانکه | |||
پرداختن به علل و عوامل و سیر تطور آن | |||
در گنجایش این مقال نیست. در این میان | |||
قراء معروف و آگاهان به علوم قرآنی | |||
دست به تلاشی گسترده برای رشد و احیاء | |||
این علم زدند تلاش دانشمندان علوم | |||
قرآن برای یافتن معیار و میزان واحدی در | |||
قرائت مراحل مختلفی را پشت سر نهاد | |||
تا سرانجام علم قرائت به صورت علمی | |||
مستقل و یکی از عرصه های گسترده | |||
تحقیقات لغوی و نحوی درآمد، و دارای | |||
ضوابط و اصول و برخوردار از آثار و | |||
مؤلفات و فرآورده هایی از تحقیقات | |||
ار زنده گشت و با قامتی رسا در رده دیگر | |||
علوم اسلامی جلوه گر شد.<br> | |||
این مراحل را بر شانزده دوره تقسیم | |||
کرده اند که از ابتدای نزول قرآن شروع و | |||
به دوره دستیابی به اصول و میزان واحد | |||
برای قرائتها منتهی می شود.<br> | |||
دهمین مرحله از مراحل شانزده گانه | |||
مرحله ای است که گروهی از دانشمندان | |||
تمام فرصت خود را اختصاصاً در قرائت | |||
مصروف داشته و به ضبط آن سخت | |||
اهتمام ورزیدند تا آنجا که در سایه | |||
پشتکار خویش به صورت مشایخی در | |||
آمدند که مردم پیرو قرائت آنها بوده و به | |||
سوی آنها بار سفر بسته و قرائت را از | |||
محضر آنان اخذ نمودند و با دیده قبول به | |||
آنها نگریستند. تا آنجا حتی دو نفر هم در | |||
قرائت آنان اختلاف نمی کردند.<br> | |||
این قراء برحسب شهرهای مختلف | |||
عبارتند از: | |||
# قاریان مکی: مانند عبدالله بن کثیر | |||
# قاریان مدنی: مانند نافع بن ابی نعيم | |||
#قاریان بصری:مانند ابوعمرو بن علاء | |||
#قاریان شامی مانند عبدالله بن عامر | |||
#قاریان کوفی که قرائت آنان از همه محکمتر و به قرائت صحیح نزدیکتر | |||
بود و در راس آنان يحيى بن وثاب، عاصم بن ابی النجود، سليمان اعمش ، | |||
حمزة بن حبیب و کسائی قرار داشتند.<br> | |||
به همین خاطر اعمش را امام قاریان | |||
کوفه نیز گفته اند چراکه وی در این | |||
مرحله سمت استادی قاریان بزرگی چون | |||
حمزه و کسائی را داشته است.<br> | |||
درباره کیفیت قرائت اعمش | |||
آورده اند که:اعمش قرآن را بر يحيى بن وثاب | |||
قرائت کرد و از او فراگرفت. | |||
محمد بن اعمش فرزند وی از | |||
پدرش سؤال کرد: قرائت را از کدام قاری | |||
فراگرفتی؟ | |||
پاسخ داد: | |||
من قرائت را از یحیی بن و ثاب فرا | |||
گرفتم، وی یحیی مردی پرهیزگار و | |||
با تقوا بود که قرآن را در مدت ۴۷ سال | |||
(هر روز یک آیه) بر عبید قرائت کرد. نیز | |||
گفته اندکه حمزة بن حبیب زیات (یکی | |||
از قراء هفتگانه) و زائدة بن قدامه قرائت خود را بر اعمش عرضه کردند. و کسائی خود نیز قرائت اعمش را از زائده فراگرفت. | |||
وی را جزء قاریان معروف ۱۴ گانه | |||
می دانند که دو قاری از او روایت | |||
کرده اند. | |||